برچسب:
نویسنده: کیانوش پاکدل
باور کن اصلا بحث نو و کهنه نیست؛ هیچ چیز تغییر نکرده...
من، رفتارم، علایقم، زندگیم، افکارم
همه همانیم که بودیم
سال هاست که در کنار هم
زندگی می کنیم..
شاید اندکی عاشقانه تر ، کمی عاقلانه تر
در حباب زندگی
دوره می کنیم روزگار خویش را
برچسب:
نویسنده: کیانوش پاکدل
برچسب:
نویسنده: کیانوش پاکدل
گنجشک ها نگران آفتابند
و شب. همچنان استوار است.
شاید ستارگان نیز به عیادت رفته باشند
و مهتاب یک تنه ستون آسمان را برقرار بدارد
گاهی که بی قراری آفتابگردان
سکوت مزرعه را بر هم می ریزد,
شاپرک های رنگارنگ سرود زندگی را با یکدیگر زمزمه می کنند
برچسب:
نویسنده: کیانوش پاکدل
برچسب:
نویسنده: کیانوش پاکدل
بگذار میم مالکیت را در انتهای نام بزرگت
" مسافر" قرار دهم
سفر همیشه دشوار است
از آغاز تا اکنون
از اکنون تا آغاز
از آغاز تا همیشه...
و رنج همواره همراه
پله ها پژواک آمالمان را ثبت کرده اند
و دیوارها به گوش جان نیوشیده اند
و نرده ها چه زیبا همراهمان بودند
هنوز هم باران می بارد
هنوز هم می ایستم
و رفتنت را تا آنجا که چشمانم می توانند تماشا می کنم
و بغض هایم را بدرقه راهت
مسافر من!
هر کجا که باشی ...
من با تو ...
اصلا فراموش کن...
ناتمام من !
مسیرت هموار
برچسب:
نویسنده: کیانوش پاکدل